نه به اندازهی علیاکبر
محسن ناصحیپسندیدن0
بازدید1.1K
نه به اندازهی علیاکبر
ولی آن قدرها جگر داریم
تو به روی خودت نیاوردی
ما که از قلب تو خبر داریم
به همین ذکر یا علی، مادر
که نوشتیم روی پیشانی
همۀ آرزویِمان این است
بر تن ما کفن بپوشانی
تو به خیمه بمان که میترسیم
محض حال تو اذنمان ندهد
نکند در خورش نباشیم و
فرصت امتحانمان ندهد
فکر ما را نکن مراقب باش
داییِ ما غم تو را نخورد
آن قدر غصّه خورده، حداقل
غصّۀ ماتم تو را نخورد
دو برادر کنار هم بهتر
میتوانند یاورش باشند
میتوانند در مقابل سنگ
روی نی حامی سرش باشند
آن قدر تیر و نیزه میبارد
خَم به ابرویمان نیاوردیم
مادرم! تو دعا کن آخر کار
لاأقل تکّهتکّه برگردیم