نه ایوون و نه گنبد و نه صحنی داره حرمت
شاعران اهل بیت (ع)پسندیدن0
بازدید1.1K
نه ایوون و نه گنبد و نه صحنی داره حرمت یه روضهی مجسمه گرد و غباره حرمت پر زده باز مرغ دلم شد بیقرار حرمت کاش بشینه روی پرم گرد و غبار حرمت خاکیه تربتت بمیرم آقا بمیرم آقا واسهی غربتت بمیرم آقا بمیرم آقا تو یادگار کربلا ، شاهد رنج حرمی تو راوی مصیبت و درد و غم محرمی تو دیدی دست و پا میزد تو قتلگاه شاه غریب والشمر جالس علی ، شاهد ذبح اعظمی غارت خیمه و حرم رو دیدی حرم رو دیدی علقمه دستای قلم رو دیدی قلم رو دیدی غارت معجر و جسارت دیدی جسارت دیدی با همون کم اسارت دیدی اسارت دیدی پاره جگر شدی اگر از اثر زهرجفا خونه دل تو واسهی مصیبت شام بلا یادت نمیره اون روزا به گردنت سلسله بود جواب گریهی شما رقص و کف و هلهله بود خاطره داری از ، خرابه آقا ، خرابه آقا داغ تو مجلسه شرابه آقا ، عذابه آقا یادته خیزرون ، جسارت میکرد ، جسارت میکرد یادته عمّه جان ، به سینه میزد ، به سینه میزد