نهراسید که من بعد شما شب باشم
حامد صافیپسندیدن0
بازدید1K
نهراسید که من بعد شما شب باشم
قصد دارم که در این قافله کوکب باشم
با دو بالی که شمائید گمانم بشود
بپرم تا لب گودال ... مقرّب باشم
هر دوتان از لب این حادثه خون مینوشید
تا من از غلغلهای سرخ لبالب باشم
دست عباس قلم شد بنویسد: «دریا»
بوسه بر خون زدهام تا که مرکب باشم
خونتان تازهترین زینتِ مادر شده است
حیف دیگر پدرم نیست که زینب باشم