نمیگویم ز نوک نیزه با خواهر، تکلّم کن
علی انسانیپسندیدن0
بازدید30
نمیگویم ز نوک نیزه با خواهر، تکلّم کن
نگاهت پاسخ من داد، بر طفلت ترحّم کن
اگر چه غنچهی بیآب، هرگز نشکفد امّا
درِ فردوس را بگْشا، به روی من، تبسّم کن
به چشم خارجی ما را تماشا میکند، کوفی
به نیِ قرآن بخوان و رفع این سوء تفاهم کن
اگر بهر نماز شُکر میخواهی وضو سازی
ندارم آب با خاک سر زینب، تیمّم کن
تو قلب عالم امکانی و آگاهی از قلبم
به دریا با نگاه خود بگو، کمتر تلاطم کن
نگه با اختیار و اشکِ من بیاختیار آید
ز برج نی، نظر، ای ماه من! امشب به انجم کن
اگر چه کاسهی صبر مرا هم کردهای لبریز
ز بهر حفظ جان کودکت با او تکلّم کن