نفس آخرم حسین حسین
قاسم نعمتیپسندیدن0
بازدید1.6K
نفس آخرم حسین حسین نام تو میبرم حسین حسین گفته بودم که بی تو میمیرم ناز تو میخرم حسین حسین وقت جان دادن همه بودم حال ؛بی یاورم حسین حسین سر پیری چه بیعصا شدهام کو علی اکبر م حسین حسین بعد تو بی پناه شد زینب ای پناه حرم حسین حسین روضهها زنده میشود یک یک پیش چشم ترم حسین حسین با زمین خوردنت زمین خوردم چه کنم خواهرم حسین حسین بین گودال در کنار سرت شد بریده سرم حسین حسین پای بوسیدنت لگد خوردم جلوی مادرم حسین حسین آنکه پا روی سینه تو گذاشت کرده خاکی پرم حسین حسین مانده شش ماه جای چکمه شمر بر روی پیکرم حسین حسین تا لباس تورا درآوردند پاره شد معجرم حسین حسین ابن ِ کعبِ حرام زاده زده چنگ بر زیورم حسین حسین راهش افتاد بر سر بازار زینبِ محترم حسین حسین گیر کردم میانِ بزمِ شراب یادِ تشتِ زرم حسین حسین اذیتم کرده چشمهای حرام دختر حیدرم حسین حسین فکرِ آن سرخ مویِ مجلسِ شام میکند مضطرم حسین حسین