نزدیک شد، شمیم حضورش به من رسید
سیدمحمدحسین حسینیپسندیدن0
بازدید41
نزدیک شد، شمیم حضورش به من رسید در این طبق چه بود که نورش به من رسید شبها گرسنه بوده ام و نان نخواستم حالا ز کوفه بوی تنورش به من رسید من رفتن تو را که ندیدم، مسافرم! از غیبتت چه خوب ظهورش به من رسید شیرینی لب و سخنت مال دیگران شکر خدا دو بوسه ی شورش به من رسید آن کس که ترس داشت نگاه عمو کند بعد از تو چند مرتبه زورش به من رسید من پیش شمر و حرمله سر خم نمیکنم از ارث مادر تو غرورش به من رسید ویرانه خانه همه مان شد بدون تو از خانه جدید تو گورش به من رسید