میایستم مقابل گودال قتلگاه
نغمه مستشار نظامیپسندیدن0
بازدید1K
میایستم مقابل گودال قتلگاه
جایی که چشمهای تو در خون شناورند
میایستم دوباره که بر روی دوش من،
اندوه کوههای جهان را بیاورند
یادم نمیرود که تو در دستهای من،
بالیدی و بزرگ شدی؛ وای بر خزان
قلب جهان شکست از این داغ سینه سوز
چیزی نمانده است شود شعله ور خزان
دستی که درب خانۀ مارا شکسته بود
امروز بر گلوی تو خنجر کشیده است
دستش بریده باد که این تیغ تیز را
بر روی بوسه گاه پیمبر کشیده است
میایستم مقابل گودال قتلگاه!
تا زینب از گلوی تو قرآن بیاورد
با دستهای خالی و با قلب چاک چاک
یک جرعه عشق سمت شهیدان بیاورد
بغض غدیر و اشک بقیع و مدینه را
در کربلا به خون تو تعمید میدهم
نام حسن به مشرق آیینه میبرم
نام تو را به مغرب خورشید میدهم
با من بگو حسین من از سالهای درد
من رفتم و تو ماندی و دنیا چه با تو کرد؟
آه از جماعتی که شکستند عهد را
انگار با رسول خدا بوده این نبرد!
***
مولا پس از تو هر چه بدی بود دیدهایم
فرق شما شکست و دل ما شکستهتر
آن از برادرم که صبورانه زهر خورد
این هم من و دو خواهر تنها و خون جگر
بابا ولی تو غصه نخور این حسین توست
قربان ماندگاری دین خدا شده
یاران من عزیزترینهای عالمند
پس کربلا بهشت زمین خدا شده
مولا فقط اجازه بده وقت آمدن
فرق تو را ببوسم و جان را فدا کنم
چیزی نداشتم به جز این سر، قبول کن
آن را نثار نام رسول خدا کنم