میشود کاروانت
حسین خدایاریپسندیدن0
بازدید36
میشود کاروانت سوی صحرا روانه آن همه نوجوان و آن همه نازدانه سلامٌ علی ، امامَ الهدی حلام کن و، به کوفه میا سرت میرود، روی نیزه ها ، حسین (میا به کوفه ۳ حسین) ۲ شهر حیدر برایت پر شد از مکر و حیله جان مسلم فدای غصه های عقیله دگر زینبت، نماند صبور ببیند سرت،به کنج تنور سکینه شود،شکسته غرور ، حسین (میا به کوفه ۳ حسین) ۲ اشک ماتم ببار ای آسمان مدینه پنجمین نور زهرا سوزد از زهر کینه شده روضهها ،دوباره به پا بود خاطرش ، ز دشت بلا لبی تشنه و ، تنی سرجدا ، حسین (حسین زهرا ۳ حسین) ۲ منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک