میان هلهله سینه مجال آه نداشت
شیخ محسن حنیفیپسندیدن0
بازدید1K
میان هلهله سینه مجال آه نداشت برای گریه شریکی نبود و چاه نداشت درست مثل فدک پاره پاره شد جگرش شبیه مادرخود حال روبه راه نداشت میان حجره کسی وقت احتضار نبود چرا که فاطمه هم طاقت نگاه نداشت بگو به آب که پاکی همیشه دعوی اوست به تشنهای نرسیدن مگر گناه نداشت سپاه حرمله درپشت در به صف بودند حسین بود و عطش، یک نفرسپاه نداشت نبود نیزه به دیوارتکیه زد یعنی پناه عالمیان بود وخود پناه نداشت برای کشتن او زهر بی اثر میماند میان سینه اگر داغ قتلگاه نداشت برای غربت او چشم هیچ کس نگریست کبوتر حرمش اشک ذوالجناح نداشت محسن حنیفی