مژده که گل سر سبد فاطمه آمد
محمود ژولیدهپسندیدن0
بازدید1.5K
مژده که گل سر سبد فاطمه آمد از باغ جنان، سرو قدِ فاطمه آمد دستِ مددِ حق، مددِ فاطمه آمد اینک سند مستند فاطمه آمد جبریل بشارت دهد از عالم بالا امروز که طاووس جنان بال گشوده دل از همهی اهل سماوات ربوده از سینهی یاران، غم و اندوه زدوده این کیست که بر ما همه رخسار نموده او مهدیِ زهراست، همان یوسف طاها بوی گل نرگس همه جا عطر فشان شد امواج نسیمِ سحر از شرق، وزان شد انگار محمد ز جنان باز عیان شد فرعونِ زمان از خبر او نگران شد زیرا حسنِ عسکری امشب شده بابا این است به عالم ثمر آل پیمبر این است همان وعدهی دیرینهی حیدر او خیر کثیری است پِیِ سورهی کوثر او جان غدیر است که شد بر همه رهبر آیات الهی است از این چهره هویدا این نور قرار است که در وعدهی نزدیک تابَد به شبی تار، به هر کلبهی تاریک بر ظلم بتازد، پس از آن کوچهی باریک گویند ملائک همه بر فاطمه تبریک او پاسخ قطعی است به هر سیلیِ اعدا او صاحب تیغ است، همان تیغ ولایت او رهبر راه است، همان راه هدایت او مظهر عدل است، همان عدل و درایت او سایهی دست است، همان دست عنایت ما بندهی عشقیم وَ او سید و مولا او آب حیات است و ما تشنهی دیدار او معدن سِرّ است و ما طالب اسرار او حافظ دین است و ما ناصرِ ابرار او فاتح کعبه است و ما کُشتهی آن یار با یار بپوئیم مسیر شهدا را در گوشِ فلک از همه سو این خبر افتاد بر دوشِ بت و بتکده دیگر تَبر افتاد با آل علی هرکه در افتاد، ور افتاد هر دشمن مغضوب، به قعر سَقر افتاد تقدیرِ الهی است که قرآن شود احیا او منتقم خون خدا، خون حسین است اسلام بِوَالله که مدیون حسین است مهدی که دمادم، همه محزون حسین است در ناحیه فرمود که مجنون حسین است هر روز به گودال بیاید گل زهرا دل همرهِ ارباب، سوی دشت بلا رفت بر عمّهی سادات، در آن دشت، چهها رفت از کرب و بلا دختِ علی تا به کجا رفت گه با اُسرا، گاه کنار شهدا رفت مانده ست غمِ معجر زینب روی دلها ای زادهی زهرا که رُخت قبلهی دل هاست بازآ که کنون زینبیه، کعبهی دل هاست امروز حریمِ حرمش، مکّهی دل هاست امروز حلب قتلگه و فکّهی دل هاست مائیم و دفاع از حرم زینب کبرا امروز فداکاریِ ما مرز ندارد بر دینِ خدا، یاریِ ما مرز ندارد این اشک و عزاداریِ ما مرز ندارد امروز علمداریِ ما مرز ندارد فرمان ز علمدارِ تو، فرمانبری از ما