مویم سفید گشته و رویم سیاه شد
وحید محمدیپسندیدن0
بازدید200+
مویم سفید گشته و رویم سیاه شد رویم سیاه... هر چه که شد از گناه شد سرمایهی جوانی ام ارزان فروختم طی شد جوانی من و عمرم تباه شد تو اختیار دادی و گفتی که بنده باش صد حیف از این اراده که خرج گناه شد یک بار هم شده بزنم ... امتحان بکن شاید گدای شب به شبت سر به راه شد رویی برای توبه نمانده است ای کریم اما دوباره ذکر لبم یا اِلٰه شد لطف تو بود، فاطمه ما را قبول کرد اشکم همیشه خرج مصیبات شاه شد این جمله را به نیت روضه نوشتهام آقا که رفت، زینب او بیپناه شد اهل زمین و اهل سما ناله میزدند شمر لعین که واردِ در قتلگاه شد *وای از دمی که لشکر اعدا نکرد شرم* بعد از غروب نیت شان خیمه گاه شد یک سو سنان و یک طرف دشت، حرمله زینب میان قائله بی تکیه گاه شد