مهتاب روزگار پر از شام ما شدی
محمد امین سبکبارپسندیدن0
بازدید1.7K
مهتاب روزگار پر از شام ما شدی
طوفان موج گریۀ این دیدهها شدی
امشب خدا ظهور تو را مستجاب کرد
وقتی درون سینۀ تنگم دعا شدی
من در پناه گرمی آغوش عمهام
از آن دمی که رفتی و از ما جدا شدی
فرقی نمیکند چقدر فرق کردهای
بابای من تویی که در این تشت جا شدی
دیشب به روی خاک، سرت خواب بوده است
امروز روی دامن سر نیزه پا شدی
گل کرده است غنچۀ لبهای بوسهات
شاید به زخم گونۀ من مبتلا شدی
کنج تنور و قافله و مجلس یزید
خانه به دوش من چقدر جابهجا شدی