من گدایم، گداى حسینم
سید رضا مویدپسندیدن0
بازدید1.2K
من گدایم، گداى حسینم
مستحقّ عطاى حسینم
عشق او مایهی سوز و سازم
روى او قبلهگاه نیازم
از غلامى او سرفرازم
چاکرى بر سراى حسینم
دل ز مهر رخش برنگیرم
این مرامم بُوَد تا بمیرم
هر غمش را به جان میپذیرم
زنده چون با ولاى حسینم
بر سر کوى او من به پاسم
هست بر او امید و هراسم
صاحبم را نکو میشناسم
من سگ باوفاى حسینم
گر چه از حد فزون شد گناهم
پور زهرا بُوَد عذرخواهم
روز محشر مگو بىپناهم
در پناه لواى حسینم
او کریم است و از خود نراند
هر گدایى که او را بخواند
فاش گویم که هر کس بداند
من قرین عطاى حسینم
نور صدق و صفا دارد این دل
مهر آل عبا دارد این دل
عقدهی کربلا دارد این دل
عاشق کربلاى حسینم
از جوانى به پیرى رسیدم
عاقبت کربلا را ندیدم
بارالها! مکن ناامیدم
بین که مدحتسراى حسینم
گریم از ماتم اکبر او
بر لب تشنهی اصغر او
بر تن بىسر و بر سر او
خونجگر در عزاى حسینم
دردمندم، دوا خواهم از او
حال اهل دعا خواهم از او
سینهاى با صفا خواهم از او
چون «مؤیّد» گداى حسینم