من مریدم مراد میخواهم
شاعران اهل بیت (ع)پسندیدن0
بازدید1.1K
من مریدم مراد میخواهم وصل خیرالعباد میخواهم کمم امـّا زیـاد میخواهم از امـام جــواد میخواهم یا جوادالائمه ادرکنی خــاک ابنالرضـاست در گِل من مهــر او روز حشــر، حـاصل من همهجا اوست شمع محفل من نقش بسته بـه مصحف دل من یا جوادالائمه ادرکنی روسیاهـم سفیــد شـد مویم گـرد عصیـان نشسته بر رویم هرچه هستم گدای این کویم بـــا تمـــام وجــود میگــویم یا جوادالائمه ادرکنی گـر چـه یـا سیـدی گنهکارم تو مـرا یـار و مـن تـو را عـارم تو سراپـا گلـی و مـن خارم به همـه گفتـهام تـو را دارم یا جوادالائمه ادرکنی ای ولایــت تمـــام ایمــانم کاظمیـن تــو قبلهی جانم من همـه دردم و تو درمانم کـی گـذاری ز درد درمـانم یا جوادالائمه ادرکنی تو جوادی و من گـدای توام مـور افتــاده زیـر پــای توام بینوائی به نی نوای توام همه جـا بر در سـرای توام یا جوادالائمه ادرکنی تو که بر ثامنالحُجج پسری نورچشمـی و پارهی جگری سیـدی! از پــدر غریبتـری خواهم از آتش غمت شرری یا جوادالائمه ادرکنی یــار زد همچـو مـار بـر جانت کشت امّا غریب و عطشانت دادپاسخ به لطف واحسانت پـــدر و مــادرم بــه قربــانت یا جوادالائمه ادرکنی مــادرت پشــت آن درِ بستـه دیده گریان وسینه بشکسته سـوخت از نالهی تو پیوسته ای ز بیـــداد یــار دلخستــه یا جوادالائمه ادرکنی با همه لطف و مهربانی تو قاتلت گشت یـار جـانی تو رحـم ننْمــود بـر جوانی تو ای فــدای غـم نهــانی تو یا جوادالائمه ادرکنی ای بـه دامـان مهـر تو دستم من کـه از کوثـر شما مستم بدم و خویش بـر شما بستم هر کهام«میثم»شما هستم یا جوادالائمه ادرکنی