من زین العابدینم و حجت حق به عالمین
امیر عباسیپسندیدن0
بازدید1.3K
من زینالعابدینم و حجّت حق به عالمین عمری نمودم گریه در، عزایِ بابایم حسین آه، گرچه زده زهر آتش به جانم رسیده این درد بر استخوانم که پیشِ چشمِ مادرم چه محشری بهپا شد سرِ حسینِ فاطمه از پشتِ سر جدا شد آه(غریبِ مادر) 3 *** غروب سرخِ آسمون روضه خونِ برای من میخونه از غریبیِ امام بیغسل و کفن آه، از فاطمه اشک جاری زِ دیده به رویِ نیزه سرِ بریده من تویِ آتیشِ تب و درد و بلا میسوختم برای غربت شهِ کربوبلا میسوختم آه(غریبِ مادر) 3 *** گریه کنا کجا بودید بردن ما رو اسارت به پیشِ دیدگانِ من شد به حرم جسارت آه، تا کوفه و شام همسفرِ من شمر و سَنان و حرمله بودن امّا با خطبههایِ ما شد کاخِ فتنه ویرون برای حفظِ دین شدیم آوارۀ بیابون آه(غریبِ مادر) 3 *** منبع: www.aviny.com