مشک بر دوش به دریا آمد
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید1.1K
مشک بر دوش به دریا آمد همه گفتند که موسی آمد نفس آخر ماهیها بود ناگهان بوی مسیحا آمد از سر و روی فرات، آهسته موج میریخت که سقا آمد او قسم خورده که سقا باشد آن زمانی که به دنیا آمد دست بر زیر سر آب نبرد علقمه بود که بالا آمد از کمین گذر نخلستان با خبر بود که تنها آمد کاش آن تیر نمیآمد، حیف از بد حادثه امّا آمد انکسار از همه جا میبارید از حرم، شاه حرم تا آمد داشت آمادۀ هجرت میشد که در این فاصله زهرا آمد از دل علقمه زیبا میرفت مثل آن لحظه که زیبا آمد