مسموم زهر مأمون
امیر حسین سلطانیپسندیدن1
بازدید72
مسموم زهر مأمون،حالِت شده دگرگون عبا به سر کشیدی و شدی از حجره بیرون برات شده پریشون،حال دل جوادت وقتی میدید از لب تو میریزه لخته ی خون این لحظههای آخری محزون به یاد مادری به یاد جد بیسری واویلتا وای آشفته قلب و مضطری چشم انتظاره دلبری اسم جوادت میبری واویلتا وای از جام زهر ملعون،شد پاره قلبت آقا رنگت پرید و میچکید خون تو از رو لبها با حالَت پریشون،خوردی زمین آقاجون هر بار که میخوردی زمین میگفتی تو یازهرا بودی به یاد کوچهها ضربه ی سیلی بیهوا مادر و زیر دست و پا واویلتا وای بودی از این غم خونجگر تو ای شکسته بال و پر جون دادی با چشمای تر واویلتا وای محترمانه تشییع،شدی رو دوش مردم به جسم اطهرت کسی آقا نکرد جسارت به اهل بیتت آقا،کسی نگفته دشنام خواهر تو نرفت آقا چهل منزل اسارت سرت نشد از تن جدا نرفت به روی نیزه ها یا که به زیر دست و پا واویلتا وای بعدت نشد خواهر اسیر که بشه از این دنیا سیر بعد چهل روز بشه پیر واویلتا وای واویلتا وای majmaozakerine@ منبع:کانال متن روضه مجمع الذاکرین