مسافرِ حرمِ گریههایِ آقا باش
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید57
مسافرِ حرمِ گریههایِ آقا باش بیا وُ طرحِ نویی از نوایِ آقا باش هزار سال اگر شد نمک به زخم بپاش دوام داشت اگر دل دوایِ آقا باش به چشمِ خود جگرِ پارهیِ پدر بنگر سپس به یادِ غم و های هایِ آقا باش امامِ سامره در بستر است و میپیچد به فکرِ شالِ عزایی برایِ آقا باش اگر غریبتر از واژهیِ حسن دیدی تو مرهمی به رویِ زخمهایِ آقا باش شرارِ شعلهیِ کینه به سینه افتاده بیا و ناله بزن همصدایِ آقا باش برایِ آنکه تسلّیٰ دَهی دلِ مهدی صدایِ فاتحهیِ غصّههایِ آقا باش به یادِ خاطرههایِ غل و غمِ زندان نَمی زِ گریه در این روضههایِ آقا باش از این به بعد غریبی و غربت و غیبت صفایِ العجلِ اشکهایِ آقا باش بِشوی لکّهیِ عصیان به توبه اِی عاشق اگر شده نفسی آشنایِ آقا باش