مدينه گشته اى درياى غمها
کمیل کاشانیپسندیدن0
بازدید8
شب است و آسمانى پر ستاره منم با غصه هايى بى شماره نفس در سينه ام مى سوزد امشب ز بس بر مىكشم از دل شراره اگر چه چاره بيچاره گانم ولى افتادهام امشب ز چاره مدينه گشته اى درياى غمها نمىبينم بر اين دريا كناره مدينه خاطراتى تلخ دارم ز يادش مىشود دل پاره پاره مدينه كنده شد از گوش يارم ميان كوچه هايت گوشواره مدينه كاش مىگفتى به گلچين رخ گل طاقت سيلى نداره نه تنها پشت در او را كتك زد ميان كوچه او را زد دوباره حسن مى سوزد از اين غم هميشه حسينم اشك مى ريزد هماره (كميل) است و غم ديرينه و اشك شب است و آسمانى پر ستاره