مجتبی چون در صبوری مُمتحن گردیده بود
حبیب الله چایچیان (حسان)پسندیدن0
بازدید42
مجتبی چون در صبوری مُمتحن گردیده بود مظهر صبر خدا قلب حسن گردیده بود مرد غیرتمند را صلح است با دشمن گران زاده حیدر چه مشكل ممتحن گردیده بود در میان خانه هم ایمن نبود از دشمنان بیكسی بنگر غریب اندر وطن گردیده بود جعده چون جغدی به سروِ خانه زهرا نشست خار بنگر همنشین یاسمن گردیده بود آب آشامیدنش را جعده زهر آلود كرد آب همچو آتش از آن فتنه زن گردیده بود تا كه زهرش كارگر شد طشتی از زینب بخواست چون پر از خون جگر حلق و دهن گردیده بود گر حسین از تشنگی میسوخت اما یاحسن جرعهی آبی بجانت شعلهزن گردیده بود آه بر زینب كه بعد از مادر و جدّ و پدر بار دیگر خانه اش بیت الحزن گردیده بود چونكه میبردند جسم مجتبی سوی بقیع تیر دشمن زیب تابوت و كفن گردیده بود