مثلِ کبوترانِ حرم بال وا کنید
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید89
مثلِ کبوترانِ حرم بال وا کنید با پرچمِ عزایِ محرّم وداع کنید در آخرین دقایقِ روضه دعا کنید جایی برایِ این دلِ خود دستوپا کنید وقتی که چون کبوترِ اِیوانْ طلا شدید حتماً مسافرِ سفرِ کربلا شدید درهایِ حجره بسته شده دستوپا بزن شاهِ غریب عشقِ جوادت صدا بزن پارهجگر دم از جگرِ مجتبی بزن دیدی عطش بیا سخن از خیمهها بزن چشمت به دربِ حجرهیِ خود دوختی رضا با هر نفس کشیدنِ خود سوختی رضا مسمومِ زهرِ دشمنیِ اهلِ کینهای تو روضهخوانِ کربوبلا و مدینهای در کوچه یادِ میخِ در و زخمِ سینهای در حجره یادِ طفلِ رباب و سکینهای ای روضهخوانِ سینه و پهلویِ فاطمه بانیِ روضههایِ حسینی و علقمه هر چند کنجِ حجره زدی دستوپا ولی .... هرگز نبود چکمه رویِ سینهات علی کردی تو سوزِ تشنگی و غصّه حس بلیٖ امّا ندیده خواهرت این صحنه از تلیٖ بعد از تو حمله بر حرمت شعلهها نکرد دشمن سرِ جدایِ تو بر نیزهها نکرد تشییع شد تنت خبر از تیرها نشد تن تکّه تکّه و سرت از آن جدا نشد رویِ حرامیان به حریمِ تو وا نشد سیلیِ کینه سهمِ زن و بچّهها نشد گلهایِ عشق پوششِ رویِ جنازه بود آیا به رویِ نعشِ تو شمشیر و نیزه بود ؟! ای روضهخوانِ کربوبلا مُهرِ نینوا این دستِ خالی و کرم و رحمتِ شما بعد از دو ماه گریه و سینهزنی و آه سهمِ دلِ شکستهیِ من چیست؟! کربلا در کربلا به یادِ تو یا ثامنُالحُجَج سر میدهم دعایِ پسندیدهیِ فرج