مبهوتم از نظاره ظرف طلای تو
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید1K
مبهوتم از نظاره ظرف طلای تو
اینجا چرا کشیده شده ماجرای تو
تا این که جای بهتر از اینجا مکان کنی
دامن گرفتهاند یتیمان، برای تو
اندازهی تقرّب این چوب هم نبود؟
لبهای خشک دُخترک باوفای تو
تفسیر آیههای نخستین مریمم
از کاف و ها گذشته، رسیده به «یای» تو
تو سعی میکنی که لبت خوب ادا کند
حق حروف حلقی خود را به جای تو ...
... من سعی میکنم وسط جمعیت به من
با لهجهی خودت برسد آیههای تو
شکرت، حواسها به گلوی تو پرت شد
این معجرم فدای غرور صدای تو