ما وامدارِ لطفِ ولی نعمتیم و بس
محمود ژولیدهپسندیدن0
بازدید18
ما وامدارِ لطفِ ولی نعمتیم و بس با رخصتِ رضا به حرم دعوتیم و بس دولت سرای شاه خراسان پناه ماست دلبستهی غلامیِ این دولتیم و بس خدمتگزار دائمِ این خانوادهایم ثابت قدم، ز منّتِ این خدمتیم و بس مأموریت ز حضرت سلطان گرفتهایم تا روز حشر، صاحبِ این عزتیم و بس از سفرهی رئوف، نمک خوردهایم ما یعنی همیشه ریزه خور حضرتیم و بس جز بر تو ای رئوف، امیدی نبستهایم امیدوارِ لطفِ تو، هر نصرتیم و بس ای مقتدا سراسر ایران از آن توست در سایه سارِ سلطنتِ عترتیم و بس این مملکت قلمروِ موسی بن جعفر است از حرمتِ رضاست که با حرمتیم و بس نعمت، هزار شکر فراوان رسد بما سرمایهدارِ واقعیِ امتیم و بس صدها حرم، محافظِ این خاک فاطمی است یعنی که غرقِ امنیت و عصمتیم و بس دهها هزار، مسجد و هیئت قرارگاست ما هستهی مقاومت هیئتیم و بس با دشمن حقیر بگو، با ولایتیم ما نسل کربلائی و با غیرتیم و بس زنهار ای فلک زده. تهدیدمان مکن رزمندهایم و در صددِ فرصتیم و بس در آسمان و خشکی و دریا، به اقتدار با قدرت علیست، ابر قدرتیم و بس امروز اگر عفاف و حجاب است درد ما از داغ معجریست که در حسرتیم و بس از درد شام و کوفه بمیریم عاقبت از غصههای فاطمه در محنتیم و بس تا پای جان به روضه و گریه مقیدیم تا روزِ انتقام در این غربتیم و بس