مادر میان بستر خود روضه میخواند
محسن حنیفیپسندیدن0
بازدید6K
مادر میان بستر خود روضه میخواند با اشک های کوثر خود روضه میخواند نیّت نمود و شانه زد بر موی زهرا با مویه های آخر خود روضه میخواند او چند مدت رنگ نیلی خواب می دید بر شاخه نیلوفر خود روضه میخواند خیره به در می شد و یا اینکه به دیوار یا که به روی دختر خود؛ روضه میخواند با روضه های کوچه، او از حال میرفت با یاد یاس پرپر خود روضه میخواند وقتی گریز روضه هایش کربلا بود با ناله بغض آور خود روضه میخواند مادر بزرگ ماههای روی نیزه بر کشته های بی سر خود روضه میخواند بر پاره قلبش که زیر دست و پا ماند بر پاره های پیکر خود روضه میخواند اصلاً در عاشورا به عالم کرد رجعت بر روی تل، بر منبر خود روضه میخواند از غارت و آتش درون خیمه می گفت می سوخت، با خاکستر خود روضه میخواند زینب شبیه اوست، نه اصلاً خود اوست یعنی برای معجر خود روضه میخواند منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک