لبان تشنه را دریاب ساقی!
محمدعلی صفری (زرافشان)پسندیدن0
بازدید2.7K
لبان تشنه را دریاب ساقی! بزن بر آتش دل، آب ساقی! تویی که گشته ابروی کمانت نماز عشق را محراب ساقی! شد از عطر وجودت باغ هستی پر از گلواژهی شاداب ساقی! خبر دارد لب خشکت که آب است میان خیمهها نایاب ساقی! غم بیآبی و بیهمزبانی ربود از چشم گل ها خواب ساقی! به باغ زندگی از تشنه کامی دل هر غنچه شد بی تاب ساقی! فتاده در دل گهواره اصغر چو اشک از دیدهی مهتاب ساقی!