لالۀ سرخ چمن از چه تو پرپر شدهای
سید هاشم وفاییپسندیدن0
بازدید97
لالۀ سرخ چمن از چه تو پرپر شدهای در دل گلشن توحید معطّر شدهای باغ لبریز ز عطر بدن تو شده است در کجا زیر سُمِ اسب تو پرپر شدهای گل که دیده است کفن پوش شود فصل بهار؟ چیده در فصل بهاران تو به خنجر شدهای دشت دریا شده و از اثر موج ستم مثل یک کشتی بشکسته شناور شدهای عضو عضوِ بدنت رنگ شهادت دارد مرغ بسمل شده ای ، لالۀ احمر شدهای همچو دریای دو چشمم که پُر از خوناب است به روی خاک فتادی و ز خون تر شدهای جای خون نور ز هر زخم تنت می ریزد ماه بودی و چنین مهر منّور شدهای بس که مشتاق شهادت شده بودی پیداست که تو در معرفت و عشق توانگر شدهای سیزده جام عسل ریخته در کام تو دوست ای که سیراب ز سرچشمۀ کوثر شدهای ای«وفایی»به دلت شوق زیارت جاری است به هوای حرمش مثل کبوتر شدهای