قدم من نفس من زمین تو هوا تو
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید1.1K
قدم من نفس من زمین تو هوا تو
به اینجا رسیده «من» م با دو تا «تو»
بیا شاید این بالهامان پریدند
خدا را چه دیدی، تو حالا بیا تو ...
برای پر و بال اینجا نشینم
کمی آسمان باش و من هم برا تو
بیا اصلاً عمّه قضاوت کند، «این
که من زودتر خواب دیدم و یا تو»
من و عمه باید به زحمت بیفتیم
برای تو و دیدن تو، چرا تو؟
شکسته دل هر که در این خرابه است
خدا، آسمان، جبرئیل، عمّه، ما، تو
به معراج هفت آسمانم رسیدم
همین جا، همین که کنج ویرانه با تو
بیا تا که گیسوی هم را ببافیم
یکی من، یکی تو؛ دو تا من، دو تا تو