قدری نفس نفس بزن آرام میشوی
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید32
قدری نفس نفس بزن آرام میشوی اینگونه مثلِ خاطرهیِ شام میشوی شعله سراغت آمده پس مثلِ خیمهگاه با سوختن مُبلّغِ اسلام میشوی حالا بسوز و پر بزن آقا وَگرنه باز .... صیدِ کلوخ و سنگِ سرِ بام میشوی وقتی که دستوپا زدنت مثلِ کربلاست شاید تو هم به رویِ نِی آرام میشوی سنگی هدف نکرده سرت را گمان کنم آمادهیِ شنیدنِ دشنام میشوی حاجی نمانده دور وُ برِ صحنِ خاکیات کنجِ بقیع حقیقتِ اِحرام میشوی چشمانتظارِ آمدنِ صاحبالزّمان همراه با شهیدهیِ گمنام میشوی