فتوحِ روح و رستاخیز جان شد
عبدالرّضا رضایینیاپسندیدن0
بازدید1K
فتوحِ روح و رستاخیز جان شد
بیا ای دوست! فصلِ ارغوان شد
سفر کن، نوبتِ ذبح عظیم است
بنوشان جرعهها، ساقی کریم است
قدم در عاشقی جانانه بگذار!
خدای خانه بین و خانه بگذار!
خدای خانه میخوانَد؛ بیایید!
خدا این جاست، حقجویان کجایید!
خدا اینجا صدایی تازه دارد
طواف اینجا هوایی تازه دارد
طوافِ خیمههای نینوا بین!
میان خاک و خون سعی و صفا بین!
خدا اینجا، خدا با ماست، اینجا
خدا تنهاترین تنهاست، اینجا
خدا تنهاست، تنهایی شگفت است
یقین، توحید زیبایی شگفت است
شتاب حال از قال است، اینجا
زبانِ واژهها لال است، اینجا