غنچۀ شش ماههای که بار ندارد
محمد بیابانیپسندیدن0
بازدید1K
غنچۀ شش ماههای که بار ندارد
چیدنش آنقدر افتخار ندارد
زود خزان شد گلی که در همه عمرش
تجربۀ دیدن بهار ندارد
کار خودش را برای غربت من کرد
او که نیازی به کارزار ندارد
تشنۀ یک قطره بود، تیر نمیخواست!
حنجر خشکی که اختیار ندارد
نازکی این گلوی سوخته تاب
تیر نه! شمشیر شعبهدار ندارد!
کار اباالفضل را سه شعبه درآورد
حجم گلوی تو جای خار ندارد
حداقل کم کنید هلهلهها را
کشتن شش ماهه که هوار ندارد