عطش آتش به جانم زد برادر
حبیب نظاریپسندیدن0
بازدید1K
عطش آتش به جانم زد برادر
شرر بر استخوانم زد برادر
نبودی، دست پاییزیترین قوم
تبر بر بازوانم زد برادر
حبیب نظاری
عطش آتش به جانم زد برادر
شرر بر استخوانم زد برادر
نبودی، دست پاییزیترین قوم
تبر بر بازوانم زد برادر