عشق هر قدر هم آسان بشود، سختتر است
رضا احسانپورپسندیدن0
بازدید1K
عشق هر قدر هم آسان بشود، سختتر است
هر چه از وسعت آن شرح شود مختصر است
روی منبر، دم از ایثار زدن، کاری نیست
که عمل کردن و برخاستن از جا هنر است
روی گلگون تو ای عقل کجا، عشق کجا؟
سرخی عشق فقط سرخی خون جگر است
«عاشقی شیوۀ رندان بلاکش باشد»
که فقط اوست که از عشق و بلا با خبر است
او، حسین است که عالم همه دیوانۀ اوست
عقل از روز ازل در پی او دربهدر است
نامه دادند «بیا» آمد و او را کشتند
خطّ این قوم همانقدر که زیباست، شر است
مانده سرگشتۀ قربان شدنش ابراهیم
تیغ این بار سر از هر چه پسر با پدر است
عشق، هفتاد و دو امضا شده با خون خدا
عشق از بعد حسین است اگر مفتخر است