عرشیان بیقرار بودند و
سید مهدی موسویپسندیدن0
بازدید8
عرشیان بیقرار بودند و قدسیان مست یار بودند و در مسیر نگار بودند و همه چشمانتظار بودند و..... روی بال فرشتهها آمد تا در آغوش مصطفی آمد شهر یثرب ، که ریسه بندان شد نوبت وصل روی جانان شد مادر او خدیجه خندان شد پدرش مصطفی غزلخوان شد علت خلقتِ زمینو زمان نام او را گذاشت، فاطمه جان عشق دردانه ی خدا زهرا ست علت خلق ماسِوا زهراست بهجتِ قلب مصطفی زهرا ست راحت جان مرتضی زهرا ست شادباشِ فرشتهها به علیست فاطمه ، هدیه ی خدا به علیست ای سرودِ لبان میکائیل ای تمنای قلب اسرافیل ای به دست تو ، جانِ عزرائیل متوسل به توست ، جبرائیل ای تمنای آدم و خاتم سبب آفرینش عالم بهترین اسوه ی ز نان زهرا ست لطف دریای بیکران زهرا ست و شفیع پیمبران زهرا ست مادر صاحب الزمان زهرا ست بوسه زد مصطفی به دستانش جان عالم ، همه به قربانش ای تو تفسیر قدر و الرحمن ای تو منظورِ سورهی انسان السلامُ علیکِ یا باران السلام علیکِ مادرجان گفتهای تا شفیع ما نشوی وارد جنت خدا نشوی میرسد یار و همصدای علی مادرِ خوبِ بچههای علی قُوَّتِ جانِ جانفزای علی میرسد تا شود فدای علی ای دعاهای مستجابِ علی آمدی ، ماهِ در حجابِ علی ای که هستی طلوع صبح حیات شب میلاد تو ، شبِ برکات عیدی ما در این شبِ حسنات یک شب جمعه، روزیِ عتبات سروری بر زنان اهل بهشت مادر سیدانِ اهل بهشت آسمانها ستارهباران شد و تجلیِ روح قرآن شد همه ی هستی محبان شد فاطمه ، مادر شهیدان شد ای گل یاس ، مادر احساس ذکر لبهای حضرت عباس