ظاهرا قافلهای وارد میدان شده بود
محمد غفاریپسندیدن0
بازدید1K
ظاهرا قافلهای وارد میدان شده بود
که چنین هلهله در شهر فراوان شده بود
زخم یک توطئۀ شوم دهان وا میکرد
ماجرا بار دگر نیزه و قرآن شده بود
خواست اجرا بکند حکم خروج از دین را
بتپرستی که مبدّل به مسلمان شده بود
در میان شب نفرین شده و شادی شهر
گیسوان سر خورشید پریشان شده بود
قافله غافل از این بود که در طول سفر
دختری از نفس افتاده و گریان شده بود
آنطرف دست به سر داشت و میشد فهمید
سنگ هم گوشهای از بازی شیطان شده بود
**
از مدینه شدن شام همه فهمیدند
او نمایندۀ آن مادر پنهان شده بود