طرحى که دوش با دل دیوانه ریختیم
سید رضا مویدپسندیدن0
بازدید1K
طرحى که دوش با دل دیوانه ریختیم
گلهاى اشک در ره جانانه ریختیم
تا بزم ما ز شمع رخش جلوهگر شود
در رهگذار او پرِ پروانه ریختیم
دُرّى اگر ز دوست گرفتیم، اى دریغ!
از بىهُشى به دامن بیگانه ریختیم
مستیم از محبّت ناب تو، اى حسین!
وین است بادهاى که به پیمانه ریختیم
هر روز و شب به یاد تو اى دوست! در فضا
موج طنین نالهی مستانه ریختیم
امّید آن که روز قیامت گهر شود
اشکى که در عزاى تو دردانه ریختیم
تو زلف بر فشاندى و ما قطرههاى اشک
تو دام گستریدى و ما دانه ریختیم