طاقت ندارم لحظهای تنها بمانی
حسین ایزدیپسندیدن0
بازدید100+
طاقت ندارم لحظهای تنها بمانی من باشم و در حسرت سقا بمانی من عبد تو بودم که عبدالله گشتم نعم الامیری، عالی اعلا بمانی فریاد هل من ناصرت بیچاره ام کرد من مرده ام آقا مگر تنها بمانی؟! قلبم، سرم، دستم همه نذر دو چشمت من میدهم جان در ره تو تا بمانی آقا نبینم در ته گودال باشی ای زینت دوش نبی بالا بمانی بالا نشینی و تو را پایین کشیدند زیر لگدها زیر دست و پا بمانی لعنت به این آب فرات و خنده هایش راضی شده لب تشنه در این جا بمانی با این که چندین عضو از جسم تو کم شد تو تا ابد عشق دل زهرا بمانی