صدایِ آهِ مادر از تو بستر
حسین ایمانی(سحراشک)پسندیدن0
بازدید10
صدایِ آهِ مادر از تو بستر شکسته پشتِ پهلوونِ خیبر دلِ علی از غصّهها شکسته امانتیه دخترِ پیمبر آسمون ببار حالِ مادر زاره خونِ فاطمه لَخته بر دیواره چشمِ مادر از ضربِ سیلی تاره رفتنی شده مادرم خدا از شکنجه و ضربِ دستوپا وای وای وای وای /۴/ فضّه کنارِ بسترش نشسته نفس کشیدن خیلی سخته سخته بازوش کبود وُ سینهشم سوراخه کدوم ستمگر پهلوشو شکسته دستی رویِ پهلوشه دستی بالاست این دعایِ مادر این روز و شبهاست العجل خدا وقتِ مرگِ زهراست مثلِ آیِنه قلبِ مادره میکنه سفر فکرِ حیدره وای وای وای وای /۴/ از تو چشایِ مجتبی میخونم که رفتنیه یارِ مهربونم روشو میگیره حتی پیشِ حیدر کبود و نیلی چهرهشِه میدونم جایِ ضربِ سیلیِ دون بر صورت جایِ ضربهیِ ظلمت رویِ غیرت شد مدینه بی احمد شهرِ غربت مرتضی شده یکّه و اَحد ذکرِ مادرم یاعلی مدد یاعلی مدد /۴/ sehreashk@