شیعه میبالد به خود با مدح مولا با غدیر
رضا یزدی اصلپسندیدن0
بازدید100+
شیعه میبالد به خود با مدح مولا با غدیر در میان روزها یکتا و بی همتا غدیر موسمِ اکرامِ ساداتِ بنی الزهرا غدیر بهترین عیدی که دیده چشمِ این دنیا غدیر آمد آن روزی که رحمت بر بشر نازل شود با تولای علی دین خدا کامل شود آخرین حج پیمبر بود که از آسمان آیه نازل شد به قلبِ خاتمِ پیغمبران یا رسولَ الله بلّغ، سرّ حق را کن عیان خطبه را آغاز کن، من کنت مولا را بخوان دستِ حیدر را ببر بالا که از عرشِ برین هدیه بر او گشته عنوانِ امیرالمؤمنین دستِ حیدر رفت بالا لحظه ی پرواز شد عشق و ایمان هر دو با هم بر بشر ابراز شد آسمان خندید و ناگه بابِ رحمت باز شد عرشیان یک یا علی گفتند و عشق آغاز شد عین و شین و قاف شد تفسیر با عینِ علی عشق من این است باشم خاکِ نعلین علی پای او را خاک بوسید و سرش را نه فلک داد با دستش به ختم المرسلین دستِ کمک بین او با حق همه دیدند وجهِ مشترک سفره ی دنیا و عقبی، با علی دارد نمک بنده ی حق بین در این مولا خدا را دیده است گشته دور حق کسی که دور او گردیده است رزق ما افتاد در دستِ یداللهِ علی شیعه شد راضی به آن چه هست دلخواهِ علی راهِ حق پیدا شد آری در قدمگاهِ علی شد صراطَ المستقیمِ ما فقط راهِ علی راه را گم می کند هر کس جدا از حیدر است هر کسی که دشمن مولاست قطعاً کافر است زد رقم تقدیرِ ما را در غدیر خم خدا قلبِ ما افتاد در دستانِ ارکانُ الهدی راه مؤمن از منافق شد در این صحرا جدا مؤمنین کل عالم را علی شد مقتدا دشمنی با آلِ حیدر شد برای او محال هرکه در دنیا قدم بگذاشت از راهِ حلال دستِ حق جا دارد عرش و فرش را زینت کند انبیا را یک به یک در این زمین دعوت کند تا قیامت باید از این لحظه ها صحبت کند فاطمه پیش آمده تا با علی بیعت کند آمده تا که بگوید یا علی یارت منم تا قیامت سنگ عشقت را به سینه می زنم فاطمه با بیعتِ خود مدحِ مولا را سرود چشم در چشمِ علی گردید و قلبش را ربود جانِ خود را عاشقانه نذر مولایش نمود کاش بیعت های مردم با علی این گونه بود! یا علی گفتند این امّت ولی غرقِ ریا یا علی گفتن کجا و با علی بودن کجا! می دهد بر دل جلا دستِ هنرمندِ علی جان ما قربانِ هر ذکرِ خداوندِ علی مرد و مردانه بیا باشیم در بندِ علی تا ظهورِ مهدی موعود فرزند علی کاش تا روز قیامت از علی صحبت کنیم آید آن روزی که با صاحب زمان بیعت کنیم