شکوه پوشیه فاطمه است پرده ذات
محسن حنیفیپسندیدن0
بازدید6.3K
شکوه پوشیه فاطمه است پرده ذات فقیر روشنی نور چادرش مشکات غبار چادر او توتیای چشم علی به خاک چادر او عرش میرسد؟! هیهات! مگر خداست که هر روز از ورای حجاب سه بار جلوه کند بر علی به وقت صلات گلیم خانه او دم گرفته "یا قدوس" ترنم لب دستاس اوست، تسبیحات گُلی که خون به بهشت لباس او میکاشت به اشک، آیه تطهیر را کند اثبات جهان به دست کسی رفته سوی بیراهه چرا که بسته یکی راه را به راه نجات قباله فدکش پاره پاره شد اما به شیعیان علی داده است برگ برات به بخت عالم و آدم کسی لگد میزد به چادری که به سر کرده کعبه با صلوات برای دیدن او مرگ هم نمیآید میان بستر غم، آب رفته، آب حیات به اشک توصیه بر گریه میکند، کوثر برای کشتهی لب تشنه کنار فرات خدا کند برود پایبوس او شعرم که خاک چادر او را بیاورد سوغات .