شقُّالقمر شد ماهِ حق را نیمه دیدم شکر شکر
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید9.1K
شقُّالقمر شد ماهِ حق را نیمه دیدم شکر شکر از آسمانِ عشق قرصِ ماه چیدم شکر شکر با افتتاحِ دل شدم از خاک راهیِ فلک آنقدر گفتم یاکریم آخر رسیدم شکر شکر از سینه تا شهرِ مدینه مرغِ دل پرواز کرد یارب زِ لبهایِ رطبگونه شنیدم شکر شکر با یاعلیُ یاعظیمُ یاغفورُ یارحیم همچون عقابی تا دیارِ دل پریدم شکر شکر با قیمتِ جان عشقِ والایِ نگارِ نور را از حق خریدم امشب و دربَر کشید شکر شکر دیدم به چشمَم چشمِ یارم عالمی را مست کرد دلبر زِ خانه زد برون و کوچه را بنبست کرد اَللّهُاکبر این قدُ و بالا قیامت میکند ایّوب را حیرتزده این استقامت میکند یوسف تمامِ هست و جانش در صفِ بازارِ عشق جایِ نگاهی یاحسن بِاللَّه به نامت میکند شادند از شادیِ زهرا احمد و پروردگار هفت آسمان و نُه فلک دائم سلامت میکند گهوارهجنبانت شده جبریٖل و میکائیل هم بر خوانِ احسان التماسِ نان و جامت میکند در وصفِ تو این بس اباالفضل است سینهچاکِ تو اربابِ دلها در دلش شاه و امامت میکند یک ضربهیِ تیغت بریده پایِ نیرنگِ جمل شیرینیِ یک یاحسن گفتن فراتر از عسل رفتارِ تو بر شیعهیِ حیدر صراط است و کُمیت اِی سفرهدارِ شهرِ پیغمبر کریمِ اهلِ بیت استادِ صبرِ زینب و سرمشقِ رفتارِ حسین دار و ندار وُ دلبرِ دلبر کریمِ اهلِ بیت با ذکرِ تو عبّاس میبندد کمربندِ نبرد فخر و قرارِ ساقیِ لشکر کریمِ اهلِ بیت اِی نیمسازِ ماهِ راز و روزه و نور و نماز آئینهدارِ سینهیِ مادر کریمِ اهلِ بیت چشمانِ شیعه خیره بر دستِ شفیعت یاحسن خطُّ و مدارِ عرصهیِ محشر کریمِ اهلِ بیت دشمن گمان برده که تو ماندی غریب و بیحرم قلبِ مرا کرده حریمت شیر و اشکِ مادرم روزی برایت شیعه میسازد حرم آقایِ من با بیرقی رو به مزارِ مادرم آقایِ من اِیوانی از جنسِ طلا گلدستههایی چون رضا بر پرچمت حک میشود شاهِ کرم آقایِ من در صحنِ تو بالایِ قبرِ حضرتِ اُمُّالبنین یک حوض و سقّاخانه میگردد عَلم آقایِ من از گنبدِ خضرایِ احمد تا حریمت یاحسن هر زائری گوید علی در هر قدم آقایِ من روزی برایِ انتقامِ خاطراتِ کوچهات شمشیر بر کف آید از رَه دلبرم آقایِ من اِی بغضِ سنگینِ گلویت قاتلِ بابا علی روزِ قیامش میرسد قائم دعا کن یاعلی خاکِ حریمت سرمهیِ چشمان این عاشق حسن جانم فدایِ نالهات با ما بگو یابنالحسن