شبها که گرم اشک و مناجات میشویم
رضا رسولزادهپسندیدن0
بازدید1.4K
شبها که گرم اشک و مناجات میشویم
قدری شبیه مادر سادات میشویم
از نور فاطمه به سحر فیض میبریم
تا معتکف به کنج خرابات میشویم
ما آمدیم تا که گرفتارمان کنی
زلفی نشان دهی همه اثبات میشویم
لب وا نکرده برگۀ عفو تو میرسد
از این همه گذشتن تو مات میشویم
این نفس، دست از سر ما که نمیکشد
در عمر خویش خرج مکافات میشویم
ذکر «علی علی» است که آزادمان کند
وقتی اسیر دام بلیات میشویم
حق من است تا بزنیام ، نمیزنی
با چشم رحمت تو مراعات میشویم
با روضۀ حسین ز بس گریه میکنیم
غافل ز عرض کردن حاجات میشویم
هر چه صلاح ماست به کشکولمان بریز
ورنه گدا به شیوۀ عادات میشویم
در پیش روزی است که انگشت بر دهان
حسرت نصیب از این همه اوقات میشویم
باور نمیکنیم که با بودن حسین
در آتش عذاب مجازات میشویم
تا مرگ ما رسد، علی از راه میرسد
آماده پس برای ملاقات میشویم