شاید زمین چرخیده دهها قرن، روی دستهایت
حسنا محمدزادهپسندیدن0
بازدید1K
شاید زمین چرخیده دهها قرن، روی دستهایت
جوشیده اقیانوس آرام از گلوی دستهایت
شاید که نه ... حتماً تمام کوزههای تشنۀ دهر
سیرابِ سیرابند هر روز از سبوی دستهایت
جای تعجب نیست آتش را گلستان کرده باشد
افتادن یک قطره از آب وضوی دستهایت
وقتی وجودت آسمان شد تیرها چون مرغِ دربند
پر میکشند از دور، مشتاقانه سوی دستهایت
پیچیده دور ربناهای قنوت هر چه عاشق
از عطردان گوشۀ سجاده بوی دستهایت
تنها به شوق واشدن این قفلهای زنگ خورده
ماندند بر در روز و شب در آرزوی دستهایت
بر بند بندِ زخمی انگشتهایت بستهام دل
پوشانده عیب عالمی را آبروی دستهایت