شاده حضرت سیف الله
ابوالفضل آلوئیانپسندیدن2
بازدید5.7K
شاده حضرت سیف الله خنده به لب خلق الله (شهر مدینه گل بارون اومد کریم آلُ الله) ۲ ``به روی دست پیمبر نظر بیندازید هنرنمایی دست خدا نمایان شد کسی به دین پیمبر اگر که شکی داشت فقط به پاس تماشای او مسلمان شد`` اومدی و حالا / با وجودت آقا ۲ زهرا مادر میشه / علی میشه بابا یا حسن یا حسن داره هیبتی چون مادر میشه یه تنه یک لشکر (عالم روزی خورِ سفره اش جانم به پسر حیدر) ۲ ``اگر چه خوی حسن خوی حیدری بوده ولی شجاعت او ارث مادری بوده برای عالمیان بین جنگ ثابت شد حسن عجب یل شیر و دلاوری بوده`` حضرت سرداری / مرد میدون داری ۲ لشکری توو مشتت / پسر کراری یا حسن یا حسن اشعار آیینی بیپلاک