شادابی لبهای تو را افسردند
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید1K
شادابی لبهای تو را افسردند
گلهای بهاری تو را پژمردند
از پرتو بیمثالت ای قرص قمر
جا داشت اگر ستارهها میمُردند
پهنای زمین ستاره باران میشد
بر آینهات که سنگها میخوردند
آن روح یتیمانهی سرسبزت را
در فصل خزان سینهها آزردند
کوتاهی اندام تو ممتد میشد
وقتی که به زیر پای مرکب بردند
گفتند که پر زخمترینی ـ امّا
یک چندم آن کثیر را نشمردند
بر بال فرشتهها کجا میرفتی
انگار تو را ماه عسل میبردند