سید سجاد که در روزگار
محمدعلی صفری (زرافشان)پسندیدن0
بازدید400+
سید سجاد که در روزگار مانده از او گنج دعا یادگار بعد حسین بن علی هست او مظهر حق، حجت پروردگار اوست چراغ دل صبح امید اهل دعا را همه در شام تار می وزد از باغ دلش تا ابد در چمن عشق، نسیمِ بهار مادر او نورِ دلِ ((یزدجرد)) راحتِ جانِ پسرِ شهریار آن که شد از چهره ی نوارنی اش ماه فلک در عجب و شرمسار بانوی پاکی که شدش از کرم دست خداوند جهان پرده دار گفت: شبی آمده در خواب من حضرت پیغمبر والا تبار گشت مرا بهر حسین عزیز از کرم و لطف خدا خواستگار عقد مرا بست به نور دلش آن که جهان یافت از او برگ و بار محو رخ شمس امامت شدم بود دلم روز دگر بی قرار شب شد و آمد به سراغ دلم حضرت زهرای فلک اقتدار راه مسلمان شدنم را به من داد نشان آن مه گردون مدار در دل آن خواب، چو اسلام را کرد دل و دیدهی من اختیار وصلت آرام دل خویش را داد بشارت به من آن بختیار گفت: به زودی به وصال حسین میرسی از لطف خداوندگار غیر حسین بن علی هیچ کس دست نیابد به تو در روزگار آن چه به من فاطمه فرموده بود یک به یک آن ها همه شد آشکار شکر خدا کز پی چندی شدم در برِ جانِ دو جهان رستگار حاصل این وصلت فرخنده بود نخل بلندی که نشسته به بار ملتِ ایرانِ سرافراز را گشت به گیتی سند افتخار بهتر از این چیست که تا روز حشر نسل امامت شد از او پایدار