سکوت در شب تاریک خانه معنا بود
آرمان صائمیپسندیدن0
بازدید11
سکوت در شب تاریک خانه معنا بود طلایه دار خدا سر به چـاه تنها بود نبود شاهد اشکش به غیر چهرهی ماه به سینه غصهی زهرا و همدمشم هم آه کسی که وقت نمازش خدا سلامش کرد بگو که بعد پیمبر که احترامش کرد؟ چه کرده اند که حالا نشسته در خانه؟ چه کرده اند که اشکش شده غریبانه؟ کسی که قلعهی خیبر شکست با یک دست چه کرده اند که در کوچهها ز پا بنشست چه کرده اند به کوچه؟کسی چه می داند چه کرده اند که زهرا دگر نمی ماند بلای جان علی تیغ ابن ملجم نیست بلای جان علی دل شکستگی هم نیست بلای جان علی داغ بودن میخ است علی غریب ترین مرد طول تاریخ است همان دمی که به خانه هجوم آوردند کسی ندید که با همسرش چه ها کردند همان جماعت پستی که نان او خوردند چقدر همیه و آتش به پشت در بردند به یاد روز غدیر و فدک چو افتادند زدند همسر او را و پز به هم دادند جماعتی که به دنیای خود گرفتارند همیشه از علی و آل او طلب کارند گذشت قصهی کوچه به کربلا چو رسید کسی صدای حسین غریب را نشنید به دور قتله گهش هی برو بیا کردند به قتل صبر سرش را ز تن جدا کردند