سنگ است دلم عشق علی سنگ نوشته
عباس احمدیپسندیدن0
بازدید16
سنگ است دلم عشق علی سنگ نوشته میسوزم از اين عشق چو اسفند برشته با جوهر اشک و قلم بال فرشته بر لوح دل خسته ام اين جمله نوشته: جز مهر علی در دل من خانه ندارد "كس جای در اين خانه ی ويرانه ندارد" ما از می مرد افكن اين ميكده مستيم شاديم كه پيمانه و پيمان نشكستم تا عشق علی هست در اين ميكده هستيم پس خورده نگيريد كه ما باده پرستيم هشدار كه نوشيدن اين باده مجاز است "المنت لله که در میکده باز است" فهميدم از اين راز كه در كعبه شكاف است هرجا كه بود نام يدالله مطاف است اين گفته نه بيهوده و اين دم نه گزاف است در روز جزا شيعهات از نار معاف است چون غير علی در دو جهان هيچ نديدند "مردان خدا پرده ی پندار دريدند" تا نام تو پيچيد در آن شبه جزيره شد پاک از اين خاک گناهان كبيره زد چنگ به دامان تو هر ايل و عشيره شد ثابت و سيار در اوصاف تو خيره جز ساقی كوثر ز كسی جام نگيريم "ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم" زان باده كه در روز غديريه به خم بود پيدای تو شد هر كه در آن حادثه گم بود فرياد ملائک بابی انت و ام بود زان راز كه در آيه اكملت لكم بود بيتی است امامت در اين خانه تويی تو امروز امير در ميخانه تويی تو آن بازوی خيبر شكنش رفت چو بالا با دست شريف پدر ام ابيها دادند دو دريا چو به هم دست تولا شد ولوله و غلغله در عرش معلا گفتند ملائک همگی عيد مبارک اين عيد به هر پيرو توحيد مبارک ای عقل در اوصاف تو حيران و مردد وصف تو نگنجيده به هفتاد مجلد عالم همه گم گشته آن موی مجعد محبوب ابوالقاسم محمود محمد نامش همه جا هست بگوييد كجا نيست "كس نيست كه آشفته آن زلف دوتا نيست" هركس كه ز حب تو به لب ناد علی داشت در جام دل خويش صفايی ازلی داشت آسودگی از شرک خفی شرک جلی داشت گمراه نگرديد هر آن كس كه ولی داشت از نام علی كاخ ستم در خطر افتاد "با آل علی هركه در افتاد ور افتاد" تا صورت پيوند جهان بود علی بود يعنی هدف از عالم موجود علی بود تسكين دل آدم و داود علی بود از آيه انفاق چو مقصود علی بود ای محو جمال تو صاحب خانه "مقصود تويی كعبه و بتخانه بهانه" ای كاش شود ميثم و سلمان تو باشم تا روز جزا دست به دامان تو باشم در هردوجهان ريزه خور خوان تو باشم كافر شوم از خويش و مسلمان تو باشم كرديم نثار قدم تو دل و دين را "تقديم كرديم همان را و همين را" افسوس كه با نام تو كردند خرافات در دايره تنگ جنايات و مكافات يک عده پی شطح و گروهی پی طامات در كاخ نشستند به عنوان خرابات ما با تو نشستيم و از اين قوم بريديم "ما چون ز دری پای كشيديم، كشيديم"