سلام نجمه که ماهِ منور آوردی
سید رضا مویدپسندیدن0
بازدید30
سلام نجمه که ماهِ منور آوردی از آن سپهر که خورشید خاور آوردی سلام نجمه سلامی به پاکیِ صلوات به جانِ تو که چنین پاک° گوهر آوردی سلام نجمه که از دامن مطهر خویش برای ثامن الاطهار خواهر آوردی وجود قبله ی هفتم امام هشتم را ز حُسن، آینه ای در برابر آوردی اگر چه کوثرِ قرآن یکی و آن زهراست تو چشمهای که برآمد ز کوثر آوردی پس از رضا پسری با تمام خوبیها بِه° از فرشته چو معصومه دختر آوردی ز فیضِ تربیتِ باغبان عصمت باز گلی ز گلشن موسی بن جعفر آوردی بلند نغمه ی الله اکبر از عرش است که خود منادیِ الله اکبر آوردی نه مریم و نه صفورا نه هاجر و حَوّا زهی مدینه که زهرای دیگر آوردی پس از خدیجه و زهرا تویی تو مادر ناب چو زینب از همه نِسوان تو برتر آوردی اگر چه کودک، بر کائنات حکم گذار اگر چه دختر، در فضل مادر آوردی دوباره دایره ی عشق را صفا دادی از این گلی که ز بستان دین بر آوردی به چشم موسی کاظم فروغ بخشیدی که نور دیدهی زهرا و حیدر آوردی ثواب هر نفست صد جنان که امت را شفیعهی دگر از بهر محشر آوردی الا که نام تو بر عصمتت گواه بود چنین شرف ز نیاکان اطهر آوردی کریمه و نَسَب تو به ده کریم رسد زهی کرم که ز آل پیمبر آوردی اگر چه مادر روح خدا بُوَد مریم تو مریمی که دمِ روح پرور آوردی جمالِ شرعِ نبی را تو زینت افزودی کمالِ دین خدا را تو زیور آوردی تویی کریمه ی آل رسول و مریمشان که ذات طاهر و طُهر و مطهر آوردی ز دور آمدی و گشت راه ما نزدیک که عطر روضه ی قدس پیمبر آوردی عبور کن ز دل و دیده ام که همراهت عَبیر گلشن گل های پرپر آوردی کنم طواف مزارت که در مدینه ی عشق نشان تربت زهرای اطهر آوردی هنوز قبلهی اهل دعاست محرابت به خانهای که به طاعت شبی سر آوردی مدینه سوخت ز هجر تو چون که رو در توس به شوق دیدن روی برادر آوردی ولی دریغ که رویش ندیده جان دادی ز بس که خون جگر خوردی و بر آوردی