سلام ای پاره ی جانِ پیمبر تالیِ زهرا
رضا یزدی اصلپسندیدن0
بازدید8
سلام ای پاره ی جانِ پیمبر تالیِ زهرا که شد نامت علی همچون علیِ عالیِ اعلا سلامُ یا امینَ اللهِ فی ارضه، سلام ای شاه امان داده ولایت بر زمین ای والیِ والا رضایی و رضایت دارد از تو خالقِ عالم رضا هستی و خشنود است با تو قلبِ این دنیا رعیّت من، تو سلطانی ، تو جانی و تو جانانی تو فوقِ درکِ انسانی ، من و مدح شما! حاشا من از اوصافِ تو دورم، سلیمانی و من مورم تویی نورُ علی نورم ، تویی شمس الشموس آقا امامان یک به یک دریای رافت بوده اند آری رئوف اهل بیت اما تو هستی ، (کیستی جانا)؟ به عشقت جان دهم از کف خلایق را تویی اشرف مقامِ توست لایوصَف ، کراماتِ تو لایحصی رضاجان ای گلِ خوشبو ، علی صولت پیمبر خو ضمانت کردی از آهو ، در این دنیای وانفسا من از تو خیرها دیدم، که این در را پسندیدم ولای توست توحیدم ، قسم بر خالقِ یکتا هر آن کس با تو بیعت کرد، شد کامل امامانش امامانم به لطفِ تو شده اثنی عشر مولا سر و جانم به قربانت دلم گشته مسلمانت و از لطفِ خراسانت ، شد ایران جنت الماوی تو شمعِ عالم افروزم ، الا ای عشقِ جانسوزم یقین دارم چو امروزم ، به دادم می رسی فردا