سلام ای آفتاب ، ای ماهِ تابانم علی اکبر
رضا یزدی اصلپسندیدن0
بازدید8
سلام ای آفتاب ، ای ماهِ تابانم علی اکبر سلام ای چارمین مولودِ شعبانم علی اکبر نخستین آیه از والفجرِ قرآنم علی اکبر علی بنِ حسینِ بنِ علی جانم علی اکبر شراب ناب لبریز است از پیمانه ی دنیا خبر دارید نوکرها؟ که شد اربابِمان بابا ببین از شوق امشب امّ لیلا پر در آورده عجب ماهی، چه خورشیدی ، ز هر دو بهتر آورده به کوری حسودانِ علی یک حیدر آورده عروس فاطمه یک پارچه پیغمبر آورده علی با دیدنش اول به پیغمبر خوش آمد گفت هر آن کس دید او را ابتدا یک یا محمّد گفت چه خوش نخلِ حسینِ فاطمه امشب به بار آمد گلی رویید در خاک و به لطف او بهار آمد مدینه چشم وا کن که برایت سفره دار آمد حسن با شوق می گوید کریمِ روزگار آمد در او دیدند از وجهِ خدا صدها علامت را کسی آمد که برده از حسن ارثِ کرامت را رسیده تا که چون اجداد خود خیرالبشر باشد پس از عباس در این آسمان دوّم قمر باشد خدا میخواست در این خانه او اوّل پسر باشد به دنیا آمده تا که اذان گوی پدر باشد جهان روی محمّد را دوباره شوقِ دیدن داشت اذان با صوت زیبای علی اکبر شنیدن داشت همین که چشم او واشد قرارِ قلبِ بابا شد و کم کم پیش چشمان پدر خوش قدّ و بالا شد شهادت نامه اش قبل از بقیه زود امضا شد علیِ اکبرِ خوش قدّ و بالا ارباً اربا شد نگاهم کن تو ای شهزاده میلِ کربلا دارم به عشق تو هوای بوسه بر پایینِ پا دارم